خروج اضطراری

فـایراگزیت (fireexit) یعنی خروج اضـطراری
به هنگام آتش.

f4designer@gmail.com
f4designer@hotmail.com

نویسندگان

۱۹۳ مطلب توسط «...reza» ثبت شده است

در زندگی آدمهایی هستند که زخم میکنند،
اما خب که چی؟
به نزدیک بودنشان میارزد...!

یادش خوش-یکسال رفت-ده شیش هشتادونه
این شبها راحت میخوابم
یادش بخیر شبهایی که برای این شب ها دلم تنگ میشد...

برای آنکه به من ثابت کند فکرش بالغ شده،آینه ی دلم را پرکرده از لکه های سفید.

کبوتر سفیدم را خیلی دوست داشتم.سرم را گرم میکرد ،مهربان بود و هوایم را داشت،صبحها با نوازش بال او از خواب بیدار میشدم،بهانه ارزن خریدن برای او بود که باعث میشد گاهی تا سرکوچه بروم و مغزم را هوا دهم.
نمیدانی وقتی میتوانستم از چشمانش حرفش را بفهمم چه حال خوشی داشتم.
دلم برایش تنگ شده.
ناراحتم از اینکه از پیشم رفته.
غمبار تر آنکه من هیچوقت چنین کبوتری نداشتم...

پیرو زخم عمیق 5 سانتی روی کمرم که خنده زشتی بر لب دارد...
چوبی دارم که دستم را بلندتر میکند،از تختم به کیبرد.
وقتی خواب بودم چوبم افتاده بود پایین.
دستم به B نمیرسید.

امروز پنجاه تا ازآهنگهایی راکه متنفرم از تمامشان شنیدم.

پ ن: من با winamp موسیقی گوش میدهم.

به پیشرفت فکر میکنم
امروز که زمین خوردم و دهنم آسفالت شد یاد وقتی افتادم که اگه زمین میخوردم پوزه ام به خاک مالیده میشد.

جزتو کی میتونه عزیز من باشه،کی میتونه تو قلب من جاشه،مگه میشه مثل تو پیدا شه،همه چیــــ
-سلام ببخشید چن لحظه
-سلام باشه
     شررررررر
     هعمــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
     [سکوت]
-میگما شرمنده میتونی چن دیقه دیگه زنگ بزنی؟
-باشه خدافظ
-دمت گرم

call ended:
00:00:12

در حاشیه بازی پرسپولیس و استقلال:

جواد خفه شو!

پ ن:
1/از وقتی که از خانه قبلیمان بار کردیم،اومدیم اینجا،دیگه لازم نیست از باختهای افتضاح پیروزی خیلی خجالت بکشم.
2/رحمتی:مازیار شوتش خوبه، ولش کنید.
3/اگر اسم جواد خیابانی کمی موزون تر بود میتوانست بعد از علی دایی سوژه خوبی برای فریادهای تماشاچیان ورزشگاه باشد.
4/مامان این پسره موهامو کشید.
5/تیم شخصیت نداشت؛بچه ها متشکریم.

آقای دکتر گفتن بخاطر اینکه غده ت رو مدت زیادی باردار بودی یه مقداری چرک کرده و من هم واسه اینکه دیگه عود (درسته؟) نکنه بخیه ش نمیزنم.
شماهم باید روزی دوبار پانسمانت رو باز کنی و کاملا داخلشو با شامپو بچه بشوری و دوباره پانسمانش کنی.از خون و درد هم نباید بترسی تا چرک نکنه.

تادیروز فکر میکردم لکه ی سفیدی که ته زخممه چرک باشه و خیلی نگرانم کرده بود.
امروز فهمیدم اون لکه سفید،سفیدی استخون هست و هیچ جای نگرانی نیست.

پ ن:باید اعتراف کنم که کمپوت آناناس از شاخه های گل خیلی خوشمزه ترن.

...خلاصه ما زنگ زدیم بهش که آقا امتحان دیروزت چطور بود؟
میگه چی بگم والا؟دو ماه از زندگی و تابستون و تفریح و عشق و حالمون زدیم،کلی کلاس خصوصی با این و اون،اینم میشه نتیجه ش.
-چرا مگه چی شده؟
-دیروز رفتم مدرسه ،داشتن اسم بچه هارو صدا میزدن که برن سر کلاس واسه امتحان؛ اسم منو نخوندن،میگم چرا اسم منو نمیخونی ،میگه نمیدونم بیا بریم توی دفتر نگا کنیم.
نشسته پشت میزش بعد سرشو میاره بالا میگه شما اصلا تجدید نیاورده بودی که حالا بخوای امتحان بدی!!!